پاورتل/سخنراني تد طرفداران بسياري در دنيا دارد. اما امروز نقدهاي بسياري به اعتبار محتواي اين سخنرانيها وارد شده است. تد چه مسيري را پيمود و چرا برخي از صاحبنظران به ديده ترديد به آن مينگرند؟
اين مقاله ميخواهم از نگاه شخصي خودم درباره پروژهاي به نام تد بنويسم. براي من و همنسلانم و در دنيايي که تغييرات آن تا اين حد سريع و سرسامآور شده است، ديگر تد به يک تصوير نوستالژيک ميماند: آن فرش قرمز و سخنرانيهاي مختصر و مفيدي که هرکدامشان برايمان دريچهاي بود به دنياهاي تازه، پيشنهاد براي مطالعاتي نو و براي بعضيهايمان حتي مقدمهاي براي تغيير مسير حرفهاي.
امروز اما داستان به کلي متفاوت شده است. از تد و آن فرش قرمز جذابش چيزي جز همان نوستالژي و طرحي از يک خاطره دلپذير به جا نمانده.
نميخواهم مطلبم را با حرفهايي از جنس ويکيپديا طولاني کنم. از اينجا ميتوانيد همه تاريخچه تد و مسير ديروز تا امروز آن را بخوانيد.
-

شلوار دخترانه لیلیان مد جونیور مدل K0442046LG
خرید محصول -

شامپو بدن نیوآ مدل Star Fruit حجم 250 میلی لیتر
خرید محصول -

چسب زخم کی ام کد 1873171 بسته 50 عددی
خرید محصول -

کابل تبدیل USB به microUSB هوکو مدل X34 به طول 1 متر
خرید محصول -

میز و صندلی ناهارخوری مدل ویکتوریا کد 098
خرید محصول -

اسپیکر خودرو کنوود مدل KFC-HQR710EX بسته دو عددی
اطلاعات بیشتر -

ریمل حجم دهنده مریدا مدل 01
خرید محصول -

کت زنانه بوهو مدل BLAZER
48,300,000 ﷼ خرید محصول
در يادداشت زير سعي دارم از اين بگويم که بر سر آن تد ديرآشناي ما چه آمد؟ و چه شد که اعتماد بسياري از مخاطبان هميشگي سخنراني تد، از دست رفت؟
پرده اول: ايدههايي که واقعا ارزش گسترش داشتند!
پيشترها زمان کوتاهي را که بين کلاسهايمان ميافتاد اگر به گپوگفتهاي دانشجوييمان نميگذرانديم، صرف ديدن يا گفتن از سخنراني تد ميکرديم. لينکهايش را با هم ردوبدل ميکرديم، و ايدههاي تازهاش را -که با همه سادگياش گاهي ديرهضم و دشوارفهم بود- براي هم باز ميکرديم.
براي ما تد فرصتي بود براي سرک کشيدن به دنياي شگفتِ دانش. هر سخنراني تد ما را آليسوار در سرزمين عجايب علوم، مبهوت ميکرد.
تد که کارش را با گفتن از تکنولوژي (Technology) سرگرمي (Entertainment) و طراحي (Design) شروع کرده بود، حالا از همه اطراف و اکناف دنياي انديشه برايمان تحفه ميآورد. از پزشکي تا فلسفه، از اقتصاد تا علوم شناختي و…
سخنرانهاي تد غولهايي بودند که خودشان را به اندازه قدوقامت ما کرده بودند، تا از دانشي پيچيده روايتي چنان ساده و صميمي بسازند که فرار نکنيم، بنشينيم پاي حرفهايشان و ذرهاي از شهد آنچه چشيدهاند را بچشيم. غولها برايمان از کارهاي کرده ميگفتند. از تحقيقات انجام شده. از مسيرهاي رفته. از تجربههاي زيسته.
هر کدامشان تجسم و تحقق چيزي بودند که از آن حرف ميزدند. حرفهايشان متکي به رفرنسهاي محکمي بود و تجربههاي دست اولي داشتند از آنچه ميگفتند: کسبوکاري که به ثمر رسيده بود. محصولي که کار ميکرد. تحقيقاتي که فکتهاي آزمايشگاهي پيشتوانهاش بود و…
دقيقا همينها بود که برايمان لحظاتي مملو از «آها» ناشي از درک ناگهاني يک پديده ميساختند.
تد به ما قول داده بود فرش قرمزش را در اختيار ايدههايي قرار دهد که «ارزش گسترش» دارند. و حضور بيل گيتس، دن پينک، اليور اسکالبر، دنيل دنت و ديگران، تحقق اين قولوقرار بود.
پرده دوم: اين ايدهها هم ارزش گسترش دارند؟
سخنراني تد لااقل در قشري از مخاطبان روبهرشدِ مشتاق به يادگيري، محبوب و محبوبتر شد. مخاطبانش بيشتر شد. تقاضا براي محتواي تد بالا رفت، و سروکله آن اصل هميشگيِ عرضه و تقاضا اينجا هم پيدا شد. (که کاش نميشد)
کمکم دامنه موضوع سخنرانيها گستردهتر شد. تعداد سخنرانيها بالاتر رفت. سختگيريهاي اوليه در پاورتل سخنرانها فروکش کرد. انگار مديران تد «شُل کرده بودند.»
زيرپروژههايي مثل تداکس (TEDx) و تدگلوبال (TEDGlobal) و… تعريف شد، و کار به جايي رسيد که ديگر «هر» چيزي را ميتوانستيد روي آن فرش قرمز بشنويد. رفتهرفته سخنرانيهاي تد حالوهواي سخنرانيهاي انگيزشي بدون رفرنس به خود گرفت، و اندک محتواي ارزشمند آن، زير تَلي از مونولوگهاي خودبرتربينانه گم شد.
اگر تا ديروز در سخنراني تد، دانشي پيچيده ساده ميشد تا ما هم شيريني «سادگي ناشي از پختگي» (همان سادگياي که موتزارت نبوغ خوانده بود) را بچشيم، امروز سادگيِ سهلالوصولي در زرورق علم پيچيده ميشود و بهمان داده ميشود..
کمکم پاي کارهاي نکرده، تحقيقات انجام نشده و تجربههاي نزيسته به تد باز شد. حالا ديگر اشرف غني ميتوانست حتي در ابتداي راهش هم نباشد، اما بيايد و به ما درس کشورداري بدهد.
اکنون سخنرانان ياد گرفته بودند با تزريق اندکي آدرنالين گفتاري، مخاطبانشان را به هيجان بياورند و با خلسهاي زودگذر خوشحال کنند. تا ديروز تد از اعتبار و وزن سخنرانان و ايدهها، جان ميگرفت. و حالا اين سخنراناناند که ميخواهند از محبوبيت تد جاني بگيرند و رزومهشان را فربه کنند.
اگر نسيم طالب زماني تد را هيولايي توصيف کرده بود که دانشوران را به سرگرمکنندههاي سطح پايين تبديل کرده، امروز ماجراي معکوسي هم در حال وقوع است: ايدههاي سطح پاييني که در تد خودشان را علم جا ميزنند.
پرده سوم: تداکسهاي وطني؛ بيمها و اميدها
تداکس پروژهاي بود که در دل تد تعريف شد تا بتواند روح تد را در در جوامع محلي و در سطح جهان توسعه دهد. اگرچه رويدادهاي تداکس به صورت مستقل برگزار ميشود، اما قرار بوده برگزارکنندگان تحت ليسانس تد و با قالب و خطمشي تد اين رويدادها را برگزار کنند.
تداکسها در ايران هم برگزار ميشوند، و آخرين تداکس ايراني تا زمان نگارش اين مقاله، تداکس تهران (TEDxTehran 2021) بود که چندروز پيش و با شعار «تار و پود آينده ما» برگزار شد.
براي ما که از حضور در قابهاي بينالمللي محروميم، تداکس فرصت مغتنمي بود تا ايدههايي که ارزش گسترش داشتند را اينبار با زبان مادري بشنويم.
سخنراني تد (يا تداکس) مثل هر ارائه ديگري، از فرم و محتوا تشکيل شده. از کيفيت مطلوب ارائه تداکس تهران مشخص بود که برگزارکنندگان اين رويداد تمام تلاش خود را کردهاند تا به لحاظ فني و کيفي در تراز همقطارانشان در جهان ظاهر شوند. گرچه نقدهايي به همين اجرا هم وارد بود: از نحوه ثبتنام تا تاخير در شروع رويداد و…
تيم برگزارکننده تداکس تهران کار بزرگي انجام ميدهند. و ميدانيم در برگزاري اين قبيل رويدادها چالشهاي پيشبيني نشده و حاشيهاي، کم نيست. البته تيم کاربلدي که ميتواند در اين سطح رويدادي را برگزار کند، از هر اتفاق ناخوشايندي يادميگيرد، قويتر ميشود و حتما تداکسهاي بعدي با کيفيت بالاتري برگزار خواهد شد.
چرا رويداد سخنراني تد در تدکس تهران را نبايد جدي گرفت؟
نکته اينجاست که ظاهرا در اين رويداد هم فرم از محتوا جديتر گرفته شد. ويديوهايي که لابهلاي سخنرانيها پخش ميشد، حاکي از دقت نظري بود که براي اجراي پروژه در کلاس جهاني اعمال شده بود. اما در ارائه محتوا هم گويي «ارائه» مهم تر از «محتوا» و قشنگي حرفها بيشتر از درونمايه حرفها وزن گرفته بود.
مخاطب به درستي انتظار دارد در تد (يا تداکس) محتواي ارزشمند ببيند. محتوايي که يا مشخصا سرگرمکننده باشد، يا اگر داعيه انتقال انديشهاي را دارد، به درستي از پس آن برآيد.
تداکسهاي اوليه فارسي تا حد قابلقبولي، اين نياز مخاطب را برآورده ميکردند، اما مسير به سمتوسويي رفته که امروز هريک از ما خودمان را يک ted-talker بدون استيج ميدانيم.
نبايد تد (يا تداکس) «ابزار» رزومهسازي شود. اين روزها گوروهاي (guru) موفقيت به اندازه کافي تريبون دارند، که لازم نباشد تد هم فرش قرمزش را زير پايشان پهن کنند.
خوب ميدانيم مردم ما در شرايط خوبي به سر نميبرند و شايد برگزارکنندگان پيش خود گفتهاند کمي «حال خوب» با چاشني «ما ميتوانيم» ميتواند حال مخاطب را بهتر کند. (گرچه همين هم محل ترديد است و نتيجه بلندمدت اين انگيزشهاي بيپشتوانه، چيزي جز سرخوردگي نيست.) اما بهتر است اين موارد را بگذاريم براي مديومهاي ديگر و اجازه دهيم تد (يا تداکس) پاتوق همان غولهايي باشد که ميآمدند و از راههاي رفته ميگفتند.
غمانگيز نيست که سخنراني تد محلي شده باشد براي آنکه شبه علم (pseudoscience) را علم جا بزنند و شکلاتپيچ به مخاطب بدهند؟
نتيجهگيريهاي بدون مرجع، نمودارهاي بدون محاسبه، مفاهيم پادرهوا و نظريههاي آزمون نشده و شخصي، جايشان در سخنراني تد نبود.
تد مسير سابقش را گم کرده اما -و اين اماي مهمي است- هنوز هم حال بسياري با سخنرانيهاي تد خوب ميشود. هنوز هم چشمان زيادي به آن فرش قرمز دوخته ميشود.
کاش دوباره تد همان تد بهيادماندني شود.







